تبلیغات
کل کل - مطالب setareh

کل کل
 
فقط برای خنده

كد عكس تصادفی

چت روم

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


وقتی یک پسر حرفی نمی زند
حرفی برای گفتن ندارد

وقتی یک پسر بحث نمی کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد


وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند
یعنی واقعا گیج شده است


وقتی یک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تومی گوید: خوبم
یعنی واقعا حالش خوبه


وقتی یک پسر به تو خیره می شود
دو حالت داره یا شگفت زده است یا عصبانی


وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند
او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند


وقتی یک پسر هرروز برای تو [اس ا م اس] می فرستد
بدون که برای همه "فوروارد" کرده


وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم
دفعه اولش نیست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند
تصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باشه





طبقه بندی: kal kal dokhtara، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 آبان 1390 توسط setareh

دیدین اون پسرایی رو که اولین سوال از مهمونشون اینکه مدل ماشینتون چیه وقتی که دیدن مدل ماشین از سانتافا بالاتر یییییییییییییییهو یادشون می افته اااااااا تو دانشگاه کار داشتن و بدشانسی رو می بینی دانشگاه یک ساعت دیگه می بنده وای چیکا کنن چیکار نکنن

آره دیگه مجبورن با ماشین مهمونه برن می دونید که این پسرا اصلاْ علاقه ای ندارن ماشین رو ببرن اما چیکار می شه کرد مهمونه اصرار می کنه قبول هم نکنی اون ناراحت می شه بهر حال می رن دانشگاه

وقتی از در می رن تو دیگه جلو رو نگاه نمی کنن به اطراف نگاه می کنن ببینن کی دهنش باز مونده

حالا اگه یه دختر رو ببینن پراید سوار شده یک بوق می زنن وفکرشون می ره به دختره که ییییییییییهو یه صدایی می یاد چی بود چی بود من نبودم

بله ماشین در جوب پارک شده

جای خوبش اینه که پسره می پره پایین اولین جمله ایی که می گه می گه:وای جواب مهمونمون روچی بدم و لو می ره

دیدین پسرایی رو که یک روز قبل از امتحان جزوه پیدا می کنن خوشم می یاد که دخترا هم نمی دن ای می خندم

شب امتحان است و جزوه نیست

دیدین پسرایی رو که روز امتحان ادعای گرفتن بیست می کنن اما سر امتحان نمی دونم چرا مراقب ازش کاغذ های نت برداری رو می گیره

آی خوشم می یاد اون نمره ۰.۲۵  که بالای کاغذ می نویسن

حال می ده به خداااااااا

خوبه دیگه ۲۰ هم نمی گیرن ۵ نمره بیشتر از نمره ای که خودشون ادعا داشتن

چرا دوست دارن تو امتحان بیست بگیرن خب چون تو کلاس فقط داشتن با موبایل نت برداری می کردن





طبقه بندی: kal kal dokhtara، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آبان 1390 توسط setareh

این پسرها همیشه ادعاهای خیلی بزرگی دارن

همیشه خودشون رو خوشتیپ خوش هیکل و در عین حال خوشگل می دونن

اما نمی دونن بازو بزرگ کردن رو همه بلدن با چند تا آمپول پدر بزرگشون هم می تونه ای کارو بکنه

لباسهایه پاره هم که می پوشن ادعا دارن که مد هست

اما اگه بیشتر دقت کنی پاره شدن شلوار ربطی به مد نداره بلکه خدا می دونه کجاخوردن زمین و شلوارشون پاره شده و اونجا بود که شلوار پاره به ژورنال های مد اضافه شده

اما در مورد خوشگلی هم بگم که خودشون رو خوشگل می دونن چرا چون مادرشون اینقدر قوربون صدقش می ره که الهی مادر قربون چشمای مثل قورباغت بره الهی قربون قد قواره ذرافه ایت برم که دیگه اینا دور برشون بر می داره که حتماْ خوشگلم دیگه

یک ساعت هم جلو آینه با موهاشون ور می رن  در آخر هم مجبورن خودشون رو به برق وصل کنن





طبقه بندی: kal kal dokhtara، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 توسط setareh

{{مطمئن ترین کار برای ا نکه دل زنی را به دست بیاوری ا ین است که از سلاح زانو زدن استفاده کنی.}}

{{مردی که شغلی دارد که مناسب اوست و زنش را هم دوست دارد در واقع دیگر از زندگی طلبی ندارد.}}

{{همه ترجیح می دهند به غریزه یک زن اعتماد کنند تا به عقل یک مرد.!!}}

{{مردها در برابر زن ها سه انتخاب دارند= یا عاشق شان بشوند ـ یا از دست شان عذاب بکشند ـ و یا ان ها را به یک اثر ادبی تبدیل کنند.}}

{{من از تملق خوشم نمی اید و نمی فهمم چرا بعضی مردها فکر می کنند با حرف هایی که خودشان هم  اصلا ا نها  را قبول ندارند می توانند  شدیدا توجه زنی را به خودشان جلب کنند.}}

{{ ا نچه که به عنوان شم و درک بالای زن از مرد تلقی می شود در واقع در اغلب موارد چیزی بیشتر از روشنی در رفتار مرد نیست.}}





طبقه بندی: kal kal dokhtara، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 توسط setareh
 

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنها و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم .

به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده .
دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته :
Just do it
! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... (این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد)
دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد
هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مشکوک . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می کنه یا "گلت" می زنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمه اش.






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 مرداد 1390 توسط setareh
اینم از چرخه ی زندگی مردها!!
بچگی: مامان ذلیییل!!!!!!!!!!
جوانی: دوست دختر ذلیییل!!!!!!!!
میانسالی: زن ذلیییل!!!!!!!

آخر عمری: فرزند ذلیییل!!!!!
بعد از مرگ: ذلیییل مرده!!!!!!!!!
 






نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 تیر 1390 توسط setareh
انواع مردها!!!

انگلیسی ها: 1زن دارن، 1دوست دختر؛ اما زنشونو دوست دارن.

آمریکایی ها: 1زن دارن، 1دوست دختر؛ اما دوست دخترشونو دوست دارن.
ایرانی ها: 4تا زن دارن!!!، 40تا دوست دختر!!!؛ اما بازم ننشونو دوست دارن!!!
 




نوشته شده در تاریخ شنبه 25 تیر 1390 توسط setareh

صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: باز هم خوابیده است

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت می‌کند

ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است…

ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکروفر بوده

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.

عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.

شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوض خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد..
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.

شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: ….…

جدید: در حال مشاهده ماهواره هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 تیر 1390 توسط setareh

1-چشماشون بیشتر از عقلشون كار می كنه.

2-تا یه دختر خوشگل می بینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش.

 3-چشمك جزو تیك عصبیشونه.

 4-اصولا هفته أی 1 بار شكست عشقی می خورن.

5-اگه یه روز متلك نگن زبونشون میخ در میاره.

 6-دوستت دارم جزو حرفای روز مرشونه.

 7-زبان باز ترین و پاچه خوار ترین موجودات روی زمین.

 8-می خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه

 






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 تیر 1390 توسط setareh

1)   بوی ترشی کشور رو برمی داشت لذا مشکلات زیادی برای شهرداری به وجود می اومد

2)   ازدواج برای دختران مثل آرزو و رویای شبانه می شد

3)   شوهر مثل قند و شکر کوپنی می شد و صف های طولانی برای اون به وجود می اومد

لذا نتیجه می گیریم که پسرها همین طور بی جنبه بمونن هم برای دخترا بهتره و هم برای تمدن.






نوشته شده در تاریخ جمعه 10 تیر 1390 توسط setareh
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس