تبلیغات
کل کل - پرنده روی سیم برق

کل کل
 
فقط برای خنده

كد عكس تصادفی

چت روم

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


پرنده روی سیم برق


سوال :
ده تا پرنده نشسته بودند روی سیم برق . یه شکارچی میاد یه
تیر میزنه به یکیشون. چند تا پرنده روی سیم باقی میمونند ؟


جواب :

بستگی به این داره که تیر برق کنار کدوم مدرسه دخترانه باشه :

مدرسه بنت الهدا : پرنده دومی شیش لولش درمیاره یه فحش ناموسی میده و شكارچی رو
میكشه و باقی پرنده ها لیوان مشروبشون رو میخورند و سری تكون میدند

مدرسه سمیه : سه تا از پرنده ها فرار میكنن و در یك گوشه خودشون تولید انبوه پرنده
راه میندازن و شیش تای باقیمانده در یك چشم بهم زدن توسط هنرهای رزمی شكارچی رو به
شیش قسمت مساوی تقسیم میكنند.

مدرسه فرهنگیان : یكی از پرنده ها خودشو میزنه به زخمی بودن و میندازه رو زمین و
خودشو خیلی مظلوم نشون میده و بعد بقیه پرنده ها از فرصت استفاده میكنن میرن به زن
شكارچی میگن كه شكارچی مذبور دارای سه همسر و تعداد نامتنابهی بچه است، در نهایت پس
از چند روز شكارچی توسط زنش و در خواب به قتل میرسه

مدرسه شریف ( راهنمایی )  : پرنده دوم تا هفتم از ترس شلوارشون زرد میشه و پس از
چند لحظه سكته میكنن میمیرن، دو تای باقیمونده سریع میرن پولاشونو ورمیدارن میرن
خودشون یه تیر برق میخرن و تا آخر عمر بدون ترس بالاش زندگی میكنن

مدرسه فروغ دانش : پرنده دوم گیتار دستش میگیره و حواس شكارچی رو پرت میكنه ، سومی و چارمی میرن گاو همسایه رو صدا میكنن و پنجمی یه پارچه قرمز آویزوون میكنه روی
شلوار شكارچی و گاو میزنه یارو رو لت وپار میكنه و در نهایت پنج تای باقیمانده
كلاهاشونو میندازن هوا و میگن : هووولی

مدرسه شریف ( دبیرستان )  : ابتدا نیم ساعت میگذره و هیچكس نه متوجه افتادن رفیقشون
میشه و نه اصلاً صدای گلوله رو میشنوه چون همشون داشتن راجع به قسمت اخر نرگس بحث
میكردند.... بعد دو تاشون میرن زیر جسد پرنده رو میگیرن سریعاً مراسم سوم و هفتم
باشكوهی براش میگیرن و براش مقبره بزرگی میسازن و بعد از یكی دو ماه میگن كه بیایید
فكری كنیم كه دیگه شكارچی ما رو نزنه و بعد از دو سال جلسات پیاپی به این نتیجه
میرسن كه اصلاً شكارچی مقصر نبوده و تقصیر  دخترای مدرسه فروغ دانش بوده كه دوستشون
تیر خورده چون در همون لحظه در یكصد كیلومتری اونجا یك فروغ دانشی داشته دماغشو پاك
میكرده... بنابراین یك شب شكارچی رو دعوت میكنن خونشون و براش سوپ پرنده درست میكنن
و از اینكه دوستشون در مسیر گلوله او بوده ازش معذرت میخوان و قول میدن هر هفته یكی
از خودشون رو برای شكار شخصاً خدمت شكارچی برسه... حتماً میپرسید كه شكارچی تو اون
نیم ساعت اولیه داشته چیكار میكرده... حدستون كاملاً درسته ... چون حادثه مذكور در
ایران رخ میداد تفنگ بعد از اولین شلیك منفجر میشه و طرف در این مدت داشته تلاش
میكرده با موبایلش كه آنتن نمیداد با اورژانس تماس بگیره بیان سراغش كه بعد از نیم
ساعت موفق میشه تماس بگیره ولی آمبولانس دیر میاد و شكارچی ما .....
خود را از دست
میده...!!!

 





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 توسط mohammad
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس