تبلیغات
کل کل - سیر تكامل پسرها در ایران

کل کل
 
فقط برای خنده

كد عكس تصادفی

چت روم

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


سن چهارده سالگی : تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی

سن 15 سالگی : یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون خوششون می یاد

سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن

سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن ...

سن 18 سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن ... آخ آخ ...آهنگ های محسن چاووشی مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه...

سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن... ابی گوش میدن

سن 20 سالگی : از همه شون رو دست می خورن ... محسن یگانه و شادمهر گوش میدن که نفهمن چی شده  

سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن

سن 22 سالگی : باز می فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال یه آدم حسابی می گردن... آهنگای سیاوش قمیشی رو گوش میدن

سن 23 سالگی : یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن ... دیدشون عوض می شه

سن 24 سالگی : نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت... دوباره ب آهنگای محسن چاووشی رو میارن البته اونایی ك یكم سنگین تره ...

سن 25 سالگی : عشق سیخی چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست... اهنگای سوسولی گوش میدن

سن 26 سالگی : این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم ... افتخار میدین غلامتون باشم ؟

سن 27 سالگی : آخیش  

سن 28 سالگی : کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم !!!!

و تا آخر عمر پا شكسته میمونن و آهنگای قدیمی و یاد روزای قدیم بخیرو ازین جور چیزا گوش میدنو واسه نوه هاشون ازون روزای خوب تعریف میكنن ...





طبقه بندی: kal kal dokhtara، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آذر 1390 توسط suni
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس